بالاخره شد مثل روز اولش. همون شبی که تو يه پنجره کوچيک به امان گفتم بسازيمش و اون موافقت کرد. با همون رنگ آبی که امان خودش ميدونه قربونش ميرم! با همون امواج پشتش، با همين نوشته های آبی رنگش که البته به مذاق قرمزها خوش نمياد! البته اين رنگ آبی به اون جنبه قرمز و آبی ماجرا اصلاْ ربط نداره. يه آبی آبيه! يعنی به رنگ آب. از بس برای نوشتن هولم مستقيماْ دارم توی خود اديتور پرشين بلاگ مينويسم. فکر کنم آخرين بار زمستون سه سال پيش بود که اينجوری نوشتم، برای وبلاگ خدابيامرز سابقم.
خيلی وقت بود منتظر بودم تا خودش بياد و دوباره در و تخته شو سوار کنه و تابلوشو ببره بالا که: «پسران نوشت»! بالاخره هم اين کارو کرد اما يه خبر کوچيک هم به آدم نميده که بگه قفل در اتاق مشترک دوباره باز شده. منم که حداقلش هفته ای يکی دو بار اينجا رو باز ميکردم و ميکنم و از اين به بعد بيشتر هم باز خواهم کرد. بگذريم. به قول خودش «يک بار ديگر سلام».
پی نوشت: آرسنال سرور بايرن مونيخه! حالا!
رضا